سعید حجاریان: مردم ایران دیگر به دیکتاتوری تن نمی دهند
رسا نیوز: به نقل از نوروز:
روز دوشنبه جمعی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت با سعید حجاریان عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت دیدار و گفتگو کردند، در این دیدار حجاریان با بیان دغدغه های خود در خصوص حکومت دینی و دین حکومتی و آسیب های آن در دوران گذار سخن گفت، وي در بخشي از سخنانش تاكيد كرد: تبدیل اسلام حقیقت به اسلام هویت، امری بود که در ایران اتفاق افتاد.
در ابتدای این دیدار، یکی از دانشجویان به بیان پرسشی در ارتباط با سیر اصلاح طلبان فعلی که اکثرا از نیروهای چپ خط امامی در ابتدای انقلاب بودند پرداخت و دلایل طی چنین روندی که به کمرنگ شدن بحث اسلام اجتماعی و دیدگاه نخبه گرایانه در آنها منجر شده است را خواستار شد.
سعید حجاریان در پاسخ به این سوال، از یک سری عوامل خارجی و یک سری عوامل داخلی برای این اتفاق نام بردند. وی از عوامل خارجی، یکی مساله اتمام کاریزمای امام بود، دیگری پایان جنگ و پذیرش قطعنامه و در نهایت فروپاشی شوروی و پایان عصر ایدئولوژی بود.
حجاریان در ادامه بحث خود افزود: در داخل ما از دولت دینی به دولت ایدئولوژیک گذر کردیم. دولت دینی در همه جا بوده و قبلا هم نمونه اش وجود داشته است. اما دولت ایدئولوژیک سعی می کند که ایدئولوژی تولید کند. اسلام را هویتی بکند. مثلا فرقی که بین اسلامی که در ترکیه هست و اسلام طالبان در این است که در اسلام ترکیه به دنبال جذب لائیک ها هستند برای یک هدف بزرگتر است، اما اسلام هویتی چه در شیعه و چه در سنی غیر یکسان نگاه کرده و به دنبال خودی و غیر خودی است شاید اگر امروز ما سنی بودیم، می توانستیم بفهمیم که چقدر برنامه هایمان ضد سنی است و آزاردهنده، این ها سبب شد که به نوعی پس زنش در مردم ایجاد شود. تبدیل اسلام حقیقت به اسلام هویت، امری بود که در ایران اتفاق افتاد.
مدیرمسئول روزنامه توقیف شده صبح امروز در ادامه گفت: این مسائل در بخشی از جامعه سفت و سخت شد تا دوم خرداد که کم کم مبارزه شروع شد و تنوعی ایجاد شد و اینکه باید جلوی این مواضع ایستاد.
وی یکی دیگر از عوامل تغییر روند اصلاح طلبان را پروژه اقتصادی آقای هاشمی دانست و افزود: آقای هاشمی نوعی لیبرالیسم را پیاده سازی نمود. خود وی در بحث اقتصادی و فرهنگی پیش رفت و به دنبال آن بحث دین و سیاست به دنبال آن آمد. اگرچه آقای هاشمی در مسایل سیاسی تا حدودی بسته برخورد کرده اما الان مدعی است که بسترسازی دوم خرداد در زمان او انجام گرفته است که تا حدودی صحیح است ولی البته نمی گوید که من به دنبال دموکراسی بودم.
حجاریان ایجاد دانشگاه آزاد در بسیاری از شهرها را نیز از عوامل موثر می بیند. عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، بحث های دکتر سروش و حلقه کیان و پاسخ های حوزه را نیز در این عرصه موثر می داند و معتقد است ترجمه آثار مختلف متفکران غربی و نفوذ اینترنت و ماهواره نیز تاثیر به سزایی در این روند داشته اند. ضمن اینکه نباید از اثر جنگ های آمریکا و همسایه شدن آن با ایران پس از جنگ های عراق و افغانستان چشم پوشی نمود.
سعید حجاریان در پاسخ به سوال دیگری که از کنار گذاشته شدن ظرفیت های اسلامی مردم توسط اصلاح طلبان انتقاد کرده و معتقد بود همچون شریعتی که از این ظرفیت در خط انقلابی استفاده کرد، می شود با تاکید بر چهره رحمانی دین، دین را کنار نگذاشت گفت: من در جایی گفتم جمهوری اسلامی از 2 بخش تشکیل شده. الحمدلله اسلامش پایگاه های زیادی دارد، اما کجا پایگاهی برای جمهوریتش است؟ باید ببینیم در کدام عرصه، شاید دین در عرصه شما اصلا قابل ایدئولوژی شدن نباشد. در حال حاضر مردم در ترکیه، مالزی و حتی مصر دین دار هستند ولی دین به قدرت گره نخورده است. دین با سیاست و قدرت گره نخورده است. با ادغام نهاد دین و نهاد دولت، دستگاه روحانیت و دستگاه دولت، دین از چشم مردم هم می افتد و آنقدر فضا بد می شود که دیگر این دین قابل دفاع نیست. من می توانم در ترکیه از دین دفاع کنم همانطور که امروز در ترکیه آثار مطهری، شریعتی، سروش و نصر ترجمه می شود و با تیراژ بالا آنها را می خرند. مشکل ادغام نهادهاست.
عضو نخستین شورای شهر تهران در ادامه در خصوص افراط و تفریط هایی که درباره نقش دین صورت می گیرد چنین توضیح داد: در حال حاضر باید به دنبال زبان مناسبی گشت که با زبان دینی دستگاه فرق داشته باشد و این زبان هنوز ساخته نشده است و جوانان آنچه را که موجود است پس می زنند و گوش نمی کنند. مگر مطهری و شریعتی چقدر فرق داشته اند که امروز مطهری دستگاهی شده است و شریعتی ملی؟ سالگرد مطهری بیلبورد می زنند و پخش های مستقیم ولی در نوبت شریعتی، مراسمش را به هم می ریزند. در حالی که این دو با هم همکار بودند و اختلافات کوچکی هم با هم داشتند که آنقدر زیاد نبود. ولی چه کار باید کرد؟ باید زبان جدیدی پیدا کرد. یک دوره ای دکتر سروش رفت به دنبال عرفان مولوی، که در آن هم قرآن هست و هم عرفان، خیلی زیبا و لطیف. یا زبانی مثل زبان دکتر الهی قمشه ای شاید بد نباشد. مشکل ما اینجاست که دین برآمده از دولت، گوش شنوا ندارد. باید به دنبال جدایی نهاد دین از نهاد دولت رفت ولو به ما بگویند سکولار. اشکالی ندارد که بگویند ولی لااقل دین مردم درست شده است. دین آمده از دولت پذیرفته مردم نیست چون قدرت به دنبال سرکوب است.
حجاریان در ادامه و در بیان راه حل برون رفت از فضای فعلی و در پاسخ به این انتقاد که اصلاح طلبان چندان کاری انجام نداده و به آموزش هم نپرداخته اند و عملا هیچ پشتوانه فکری وجود ندارد، پاسخ را در خود دانشجویان می داند و می افزاید: تا جایی که من خبر دارم اصلاح طلبان بیکار نیستند و تولید اندیشه می کنند، در دانشگاه درس می دهند و کتاب و مقاله می نویسند، خود من بعد از ترور تا به حال بیش از 900 صفحه مقاله نوشته ام. تازه خیلی مقالات و کتب اجازه نشر پیدا نمی کنند.
وی مسئله را در فروپاشی جنبش دانشجویی دیده و اشکال را در آن می بیند که آنها نیز از خود حرکتی بروز نمی دهند. شقه شقه شدن جنبش دانشجویی به لیبرال و مدرن و سنتی و شیراز و علامه، مال خود بچه های دانشجو بود. با وجود اینکه بچه های امروز از نسل ما خیلی قوی ترند اما به نظر می رسد جنبش داشجویی باید کمی به خودش بیاید.
مدیرمسئول روزنامه توقیف شده صبح امروز در ادامه درباره چگونگی انتخاب شعار دموکراسی در انتخابات ریاست جمهوری نهم در حالی که به مسایل و مشکلات معیشتی مردم واقف بودند، گفت: فرق نیروی پیشتاز با نیرویی که غرق در مسایل معیشتی است این است که ببیند گره کور کجاست و با باز شدن کدام گره بقیه مشکلات حل می شود، شما هم باید به دنبال علت باشید، گره اصلی را حل کنید مثل ترکیه که تا وقتی مسئله دموکراسی را حل نکرد مسئله توسعه هم حل نشد، به طوری که الان درآمد سرانه ترکیه از ما که نفت هم داریم، بیشتر است. یا چین که دهقانی بود ولی راه توسعه را پیش گرفت و کم کم به سمت توسعه پیش می رود و مردم ایران دیگر به دیکتاتوری تن نمی دهند آن هم مردمی که دوره مشروطه را داشتند، ملی کردن نفت و انقلاب و دوم خرداد را. مگر در زمان انقلاب مردم مشکل معیشت داشتند؟ پس باید دید گره کار کجاست.
حجاریان در ادامه در خصوص فاصله اصلاح طلبان و مردم و فاصله مصالح نظام و مردم و چگونگی کم کردن این فاصله به توضیح پرداختند. بر اساس توضیحات مدرس سابق دانشگاه تربیت مدرس، منافع به چهار بخش منافع شخصی، حزبی، ملی و نظام تقسیم می شود، بر این اساس انسان های فرصت طلبی که به دنبال منافع شخصیشان هستند را باید از حزب کنار گذاشت. چنین آدم هایی باید به بازار بروند برای کاسبی شان که به خودی خود بد نیست و سرزنششان نمی کنند اما اگر اینها بخواهند که از طریق حزب به جایی برسند، سرزنش می شوند.
حجاریان در ادامه افزود: من خود منافع حزبی را قبول دارم و جدا از منافع شخصی است، اگر منافع خود را در خطر ببینند باید به دنبالش باشند و اگر حزبی دارای برنامه هم باشد اگر منافع ملی و نظام در خطر باشد، باید به آن تن دهد مانند انتخاباتی که فرمایشی شد. اما در مورد منافع ملی و نظام، وقتی رژیمی می گوید منافع نظام با منافع ملی فرق دارد، حتما در داخلش مشکلی وجود دارد وگرنه این دو یکی هستند و باید این فاصله را از بین برد. ما در لغت ملت و دولت را به کار می بریم ولی این دو یکی هستند، مگر مصدق چه حرفی داشت؟ ملی شدن نفت بود و یک منفعت ملی بود و تفاوتی نداشت، حال شما بگویید غنی سازی منفعت دولت، تعلیق منفعت ملت، اگر چنین فاصله ای بیفتد مشکلی وجود دارد. در شعار ملی شدن نفت، منافع دولت و ملت یکی بودند.
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در پایان مسئله اصلی هر اصلاح طلبی را اصلاح در ساختارهای سیاسی، رفتار سیاسی، فرهنگ سیاسی و همچنین فرآیند سیاسی به معنای فرآیند تصمیم گیری در مورد تصمیمات کلان دانست و درباره تعریف خود از وضعیت جبهه مشارکت در ساختارشناسی سیاسی فعلی گفت: این ویژگی های مورد نظر برای رسیدن به دموکراسی است و بقیه مسایل فعلا عرضی است. دموکراسی که مسئله ذاتی است، حل شود بقیه مسایل مهم نیست. ما از اول هم گفتیم جبهه مشارکت که اگر بعدا چند حزب از آن درآمد، مشکلی نباشد.


